تبليغاتX
لحظه -
خودخواهم، فکر می‌کنم ناجور خودخواهم.
مقابل آدم‌ها می‌نشینم و هی، حرف می‌زنم از خودم. از دغدغه‌های ریز و درشت. چرت و پرت.
و نمی‌پرسم از آنها.
و شرم از پرسیدن را، این تابوی لعنتی در نزدن، وارد نشدن به اتاق‌ خصوصی دیگران را (مگر که دعوتت کنند)، بهانه‌ی خودخواهی‌ام می‌کنم.
...
بلد نیستم بخندانم، وقتی غصه دارد دیگری. بلد نیستم راه حرف را باز کنم، وقتی کسی حرفش نمی‌آید. بلد نیستم با شکلک‌ها و حروف دیجیتال، بغل کنم، ببوسم.
آن وقت انتظار دارم که دنیا وقتی غصه دارم، یک دقیقه برایم سکوت کند. پوف!
+  جمعه 1386/01/10 1:7 PM  آذین  |