تبليغاتX
لحظه -

 

هی...! من حسابی ذوق زده‌ام که اینجا هست برای اینکه بنویسم. بنویسم که امروز روز آرامی بود. حس‌های آزارنده دور شدند کمی، و با خودم فکر کردم که خدا گاهی کوتاه هم می‌آید، وقتی دیوانگی‌ات نزدیک باشد و حوصله‌ات را نداشته باشد!

 من کلی ذوق دارم الان، که اینجا راحت‌تر می نویسم. کلی جلوی خودم را گرفته‌ام که به آن یکی دو تا آشنا که وبلاگ قبلی را می‌خواندند، نگویم آمدم اینجا، که دچار درد بی درمان خودسانسوری نشوم.

 هرچند، تخمش را بدجوری توی ذهن و روحم کاشته‌اند. خودداری‌های احمقانه و بی معنی، ترسیدن، به رسمیت نشناختن دیوانگی...

 هی! من کلی ذوق دارم که اینجا می‌خواهم کمی بیشتر خودم باشم. مسخره ‌است، نه؟

+  سه شنبه 1385/07/11 11:41 PM  آذین  |