تبليغاتX
لحظه -

مني كه به سانسور انديشه و گفتار خود تن مي‌دهم، مني كه به بهانه‌ي ترس،از يك طرف، و قدرت قاهر از طرف ديگر در امور شهر و كشور خود دخالت نمي‌كنم، راي نمي‌دهم، انتخاب نمي‌كنم و انتخاب نمي‌شوم، تجاوز را مي‌بينم و دم نمي‌زنم، مني كه بايد بروم و در برابر ميزي بنشينم و حساب عقيده‌ي خود را و ايمان خود را، حساب دوستي‌هاي خود را و دشمني‌هاي خود را، حساب ديروز و امروز و فرداي خود را به بيگانه‌ي سمجي كه نماينده‌ي قدرت قاهر روز است پس بدهم، اهانت ببينم و زير ورقه‌ي اهانت را به‌دست خود امضا كنم، من شايد آزادي را بفهمم، ولي جرات آزادي ندارم. نقصي، علتي در شخصيت انساني من است كه اگر بر آن آگاهم، هرچه زودتر بايد به جبران آن برخيزم؛ وگرنه شايسته‌ي نام انسان نيستم.

 

م.آ.به‌آذین

 

* نه... نیستم.

** از سر بلند عشق، بر سر دار بگو...

+  چهارشنبه 1386/04/13 7:48 PM  آذین  |