تبليغاتX
لحظه -
                                

" من پیش از دیدن او تنها بودم. خجالتی بودم. غمگین بودم اما دلم مال خودم بود. می‌دانستم چه کنم. با دردهای خودم می‌ساختم. اما حالا عاشق شدم. عشق مرا گرم کرد. از تنهایی درآورد. اما غم عشق با همه‌ی شیرینی، سخت جانم را آزار می‌دهد. جلوی درباریان و مردم فضول چه رسوایی راه انداختم با این عشقم. اگر عاشق پسر پادشاهی می‌شدم عیب نبود. اگر عاشق پسر وزیر می‌شدم عیب نبود. اگر عاشق پسر وزیر می‌شدم کسی چیزی نمی‌گفت. حتی اگر عاشق پسر چوپانی فقیر و زیبا می‌شدم، هیچ کس تعجب نمی‌کرد و مرا دیوانه نمی‌خواند. توی قصه‌ها پر است از عشق دختر پادشاه به پسر چوپان فقیر یا شاهزاده‌ای که با اسب سفید می‌آید. اما این که دختر سلطانی عاشق پرنده‌ی بدبخت و ریزه‌میزه‌ای بشود، از آن حرف‌هاست… "

 

نه تر و نه خشک

هوشنگ مرادی کرمانی

تصویرگر: اردشیر رستمی

انتشارات معین

 *عکس از اینجا.

+  جمعه 1386/04/22 5:44 PM  آذین  |