از بعضی آدمها باید ترسید. مثلا از آنهایی که وقتی توی خیابان سینه به سینهات میشوند، دستپاچه نمیشوند، گیج و گول به چپ و راست نمیروند و بعد که به هزار زحمت از تو رد شدند، پیش خودشان لبخند نمیزنند.
یک راست و بیتردید، گاهی تنه هم میزنند و راهشان را باز میکنند.
از اندوه و بیحوصلهگی و بیدلیلی این آدمها باید ترسید.