تبليغاتX
لحظه -

درختها بودند و دیوار خانه‌ها و قاب‌های کوچکی که با هم ساخته بودند توی پیاده‌رو. آفتاب بود روی برگ‌ها و روی مژه‌های من. نسیم هم بود.

پشت هر قاب مکثی می‌کردم، و بعد رد می‌شدم و می‌گفتم: سهم من این است، سهم من این است... 
+  دوشنبه 1386/07/09 11:34 PM  آذین  |