تبليغاتX
لحظه -

دسامبر شده ها!

نمی‌دانم چرا رسیدنش یک جوری است امسال. شبیه وقت‌هایی که می‌خواهم برگ‌ها را نگه دارم که نریزند، یا ابرهای پرباران که نروند، یا صدایش که وقتم برای شنیدنش تمام نشود... و همه‌اش شبیه این که بخواهی آب را توی مشت بگیری.

لحظه‌ها دوست منند، اما سخت گیرند و منتظر هیچ‌کس نمی‌مانند. من هم که هی دیر می کنم.

 

+  چهارشنبه 1386/09/14 0:45 AM  آذین  |