یکی از لحظات مفرح زندگی، وقتی است که توی یک آواز دسته جمعی، یکی یک گام زودتر از بقیه شروع کند. در چنین حالتی چون آواز دستهجمعیست، طرف بیخیال خوشایند یا ناخوشایندی، صدا را انداختهاست روی سرش، تازه چون اغلب به موقع (شاید هم بیموقع) متوجه اشتباهش میشود و قبل از اینکه کلمههه کامل ادا شود رهاش میکند، در عمل صدایی بیمعنی، بلند و ناقص از دهان مبارک خارج میشود...
فکر کن سر کلاس یکی از بچهها این بلا سرش بیاید. یکی باید نه تنها کلاس، که معلمه* را جمع کند از خنده...
* نه هر معلمی البته. :)
** عکس از اینجا.