تبليغاتX
لحظه -

از رفتن نگو.

از نبودن نگو.

از نداشتن نگو.

به ترس‌هایم پر و بال نده.

بگذار خود لعنتی‌اش، به وقتش، به وقت لعنتی‌اش، بیاید و زخمش را بزند و برود.

برود؟ بماند...

...

روزن کوچکم را پر نکن، این خانه تاریک هست به قدر کافی.

...

چون می‌روی، بی‌من مرو

ای جان جان، بی‌تن مرو...

+  جمعه 1386/09/23 6:1 PM  آذین  |