تبليغاتX
لحظه -

بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو

بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو

شب از فراق تو می‌نالم ای پری‌رخسار

چو روز گردد گویی در آتشم بی تو

دمی تو شربت وصلم نداده‌ای جانا

همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو

اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا

دو پایم از دو جهان نیز درکشم بی تو

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار

جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو

 

 

* نسیم یادم انداخت این غزل رو. سعدی که بگه، توضیح نمی‌خواد که دیگه، می‌خواد؟ سعدیِ ... (اجازه هست بگم خر آیا؟)

+  دوشنبه 1386/10/03 7:59 PM  آذین  |