همیشه روی پل گیشا که میرسم، دلم میخواهد ماشین به رفتنش ادامه دهد. و پل تا افق کشیده شود، بالا برود. انگار که باند پرواز هواپیمایی باشد، یا جایی که آخرین قدمهای پر شتابت را پذیرا می شود تا بپری.
اما پل میآید پایین، درست در نقطهای که آرزوی پرواز در دلت به اوج میرسد، پل به پایین شیب پیدا میکند و چند ثانیه بعد، روی زمین هستی، جایی که گاهی بدجوری تنگ میشود.