تبليغاتX
لحظه -

ببین... گاهی خیال می کنم عقل محترم بدجوری پارسنگ برمی‌داره. فکر می‌کنم که جدی جدی یه چیزیم می‌شه. فکر کن در طول یه روز، احوالات روحیت چندین بار از خیلی خوب، به خیلی مزخرف نوسان پیدا کنه. سیر حس و حالم یه جورایی شبیه نوارای مغزی شده که دستگاه دروغ‌سنج از مغز آدمها می‌گیره. ( از مغز می‌گیره؟) همون جور تند و خشن بالا و پایین می‌ره.

 فکر می‌کنم هیچ کس بهتر از خود آدم، خودشو تحلیل نمی‌کنه.

 می‌تونستم آدم شادی باشم، از نوع بی‌خیال و پرانرژی‌اش حتی. وقتی تو جمع دوستانه‌ای هستم، تا وقتی که یادم می‌ره خیلی‌چیزا، منحنی‌یه می‌رسه به منتهی‌الیه‌اش، اون بالای بالا. بعدش که تنها می‌شم، یا یادم میاد، منحنی‌یه میاد پایین، پایین پایین...

 منحنیه پایینه اصلا، فقط گاهی یادش می‌ره، سبک می‌شه، می‌ره بالای بالا...

+  چهارشنبه 1385/09/22 8:35 PM  آذین  |