تبليغاتX
لحظه -

از همه بدترش می‌دانی کی‌هاست؟

وقت‌هایی که دوباره دچار این پرسش بنیادین می‌شوم، که الان حوصله‌ام را دارد؟ که الان اگر بگویم دلم تنگ شده، شانه بالا می‌اندازد که پوف...؟ یا ته دلش خوشحالی بدجنسانه‌ی کوچکی سر و کله‌اش پیدا می‌شود که هی... دلش برایم تنگ شده؟

از همه بدترش، این است که سقوط کنی(د)، که بدیهیات یک دوستی، دوباره، تبدیل بشوند به سوال‌های بی‌جوابی که پرسیدن و نپرسیدن‌شان، بی‌حساب درد و خون و خونریزی دارد.

+  شنبه 1387/01/10 8:4 PM  آذین  |