تبليغاتX
لحظه -

دلتنگی انواع مختلف دارد. یک جورش وقتی است که آن‌که می‌رود، رفته، نیست، یک‌جورش هم وقتی است که آنکه می‌رود، نرفته هنوز، هست، اما تو دیگر نداری‌اش.

این‌جور وقت‌ها تو جلو جلو، زمان را طی کردی، یا ترس‌هات زودتر برده‌اندت به زمانی، به جایی که او نیست. آن‌وقت می‌بینی که چه ناتوانی در داشتنش. که چه عاقلی اصلا، وقتی که باید دیوانه باشی و نگذاری که برود. که چه شک می‌کنی به همه چیز، به داشتنت، و به آن نیروهایی که تو را این همه دلتنگ می‌کنند، اما از "نرفتن" او ناتوانند.

به گمانم آقای شاعر قشنگ‌تر از همه‌ی عالم دنیا گفته، که "من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می‌رود".

 

+  یکشنبه 1387/02/22 5:45 PM  آذین  |