
صدام اعدام شد. ميدانستم قرار است اعدام شود، اما نه به اين زودي.
ميگويند اعدامش لازم بود تا طرفدارانش نقطه اميدواري ديگري نداشته باشند. اما نميدانم چرا با شنيدن خبر مرگ اين مرد، اين قدر مضطرب شدم.
در خبرها آمده كه حكم اعدام او و دو تن ديگر به اتهام جنايت عليه بشريت در پروندهي الدجيل صادر شده. 148 تن از شيعيان در اين جنايت كشته شدهاند.
نميدانم ساز و كار اين دادگاهها چه گونه است و آيا از ميان تمام جنايتهاي اين مرد و زيردستانش، فقط همين مورد محرز شده؟
نميدانم كشتن اين مرد تا چه حد درست بوده، اين دادگاه تا چه حد عادلانه برگزار شده و تا كجا پيش رفته. نميدانم چرا فكر ميكنم كشتن اين مرد، به نوعي پاك كردن صورت مسئله بوده. يك نمايش جهاني، براي اثبات اين نكته كه ديكتاتور نباشيد، يا اگر هستيد، گوش به فرمان ما باشيد، و اگر گوش به فرمان ما هم نيستيد، حداقل بر كشوري حكم نرانيد كه ثروتش به درد ما بخورد.
دنياي مسخرهاي است كه در آن عدالت هم دستآويز دروغ ميشود.
پ.ن: عكس از BBC