گفتم که چه آدمهام وقت خداحافظی هی راهشان را دور میکنند، چه هی همراهم میآیند.
چه موقع چت هی میگوییم فعلن، یا خدافظ، یا نقطه میگذاریم، اما نمیرویم و هی دست دست میکنیم. چه تلفنهامان مثل این آدمهای بیکار، کش میآید هی.
چه دوست جانم وقت ِ رساندم راه را دور میکند. چه هی دعا دعا میکنم ترافیک زیاد باشد، برگشتنی.
که چه طول کشیدن خداحافظیها، این راهها که دور میشوند، این که هیچ دیرشان نمیشود، نشانم میدهد آدمهام کدامند.