تبليغاتX
لحظه -

تاریکی اتاق، برف، نور سرخ آسمان و صدای چرخ ماشین‌ها. و اریک کلاپتون عزیز که می‌خواند:

 Drowning in a river of tears…

 

و همه‌ی این حال خراب من احتمالا به خاطر فردای شنبه است و یک هفته و هفته‌های بعد از آن که به نظر نمی‌رسد هیچ معجزه‌ای داشته باشند.

و نه اینکه نیستی. و نه اینکه ضرب این ترانه‌ی سنگین من را می‌برد به جاهایی که نباید. و نه اینکه چقدر سخت است همه چیز. و نه اینکه تو هیچ فکر نمی‌کنی که من میان پریشانی تلفظ درها، برای خوردن یک سیب ساده هم، چقدر تنها هستم.

 

+  جمعه 1385/10/22 11:0 PM  آذین  |