تبليغاتX
لحظه -

یادم افتاد که پارسال پاییز چقدر با حافظ حال کردم. چقدر فال خریدم، چقدر حافظ خواندیم.

 

امشب باز کردم حافظ کوچک روی میزم را و همان شعری آمد که 1/1/84 برای یک دختر غمگین ناامید مسخره آمده بود:

 

شراب لعل کش و روی مه جبینان بین/ خلاف مذهب آنان جمال اینان بین

به زیر دلق ملمع کمندها دارند/ دراز دستی این کوته آستینان بین

و... حدیث عهد محبت ز کس نمی ‌شنوم/ وفای صحبت یاران و همنشینان بین

 

اسیر عشق شدن چاره خلاص من است/ ضمیر عاقبت اندیش پیش‌بینان بین...

 

یک سال و نیم گذشته و هیچ؟

+  چهارشنبه 1385/07/19 0:55 AM  آذین  |