
ورونیک که از الکساندر دلخور شده، فرار میکند، پشت در آپارتمانی پنهان میشود و از پشت نردهها تلاشهای الکساندر را برای پیدا کردنش تماشا میکند. الکساندر بیچاره هم بعد از کلی گشتن و تلوتلو خوردن بین جمعیت، درست جلوی همین در، دستمال چرکش را از توی جیبش را درمیآورد و یک فین درست و حسابی میکند!
و بعد، لبخند سادهگیر ورونیک…
* نسخهی دیویدی که از زندگی دوگانه ورونیکا دارم، گفتگوها و پشت صحنهی فیلم را هم ضمیمه دارد. ندیدم، نخواستم ببینم که جادوی این چندسالهی فیلم بماند برایم. به خصوص که برادرجان گفته بود ایرنه ژاکوب زیبایم این روزها بدجوری از قیافه افتاده!
**عکس از اینجاست. چند تا عکس نه چندان با کیفیت اما با زیرنویسهای جذاب را هم میتوانید آن تو پیدا کنید.