عادت ندارم به صبح دیروقت توی این اتاق از خواب بیدار شدن. فکر کن، تمام یکی از دیوارهاش پنجره است و با دو لایه پرده هم، آفتاب وحشتناک روشنش میکند و صبح از زور گرما از خواب دل میکنی.
دیشب یک نگاهی به این قالب از پیش نوشته شده کردم و بیسوادانه و با ترس و لرز، یه کوچولو اینجا را تغییر دادم. لینک وبلاگهای مورد علاقه را هم ردیف کردم این کنار. البته چون این قالب بیشتر از سیتا جا نداشت، مجبور شدم چندتایی از مورد علاقهها را حذف کنم. بلت هم نیستم جای لینک اضافه کنم. هه!
میبینی، چقدر متفاوتند این وبلاگهای مورد علاقه؟ هر کدام یک ساز میزنند و من باز همه را دوست دارم. شاید نشانهای باشد از این ذهن مرتب!
راستی، یک لحظه هم اینجا پیدا کردم. درست عین من همین قالب را هم انتخاب کرده!
از احوالات ما هم اگر خواسته باشی، کسل، مات، و هیچ...