
مرد، آنجا، در چند متری ماشین ایستاده. زن، کافی است در ماشین را باز کند و به سمت مرد برود که آن طور منتظر و صبور و امیدوار، خیس باران ایستاده.
این طرف، سالها و سالها کاهش تن و جان است. آن طرف، ویران کردن، رها شدن و زندگی.
این طرف ترس و پایی که سست میشود.
آن طرف، عشقی که میمیرد.